سرور مجازی
فناوری

مغز با دلشکستگی مانند آسیب جسمی برخورد می‌کند

مغز با دلشکستگی مانند آسیب جسمی برخورد می‌کند

متخصصان علوم اعصاب می‌گویند دلشکستگی تنها یک تجربه احساسی نیست و مغز آن را مشابه یک آسیب جسمی پردازش می‌کند. به طوری که می‌تواند با علائم فیزیکی واقعی همراه باشد و حتی در موارد نادر، به عارضه‌ای موسوم به «سندرم قلب شکسته» بینجامد.

بیش از ۸۰ درصد افراد در طول زندگی خود دست‌کم یک‌ بار شکست عشقی را تجربه می‌کنند. البته دلشکستگی فقط به روابط رمانتیک محدود نمی‌شود و دور شدن دوستان یا مرگ عزیزان نیز می‌تواند همان درد را ایجاد کند.

برای بسیاری، این رنج صرفا احساسی نیست و نمودهای جسمانی مانند نفس‌تنگی، معده‌درد یا اختلال خواب هم دارد. البته دکتر یورام یوول، روانپزشک و عصب‌پژوه، معتقد است دلشکستگی همیشگی نیست و اگرچه انزوا و کناره‌گیری (واکنش رایج بسیاری از افراد) اغلب خلاف روند بهبود عمل می‌کند، یکی از مهم‌ترین عوامل کمک‌کننده، برقراری دوباره ارتباط با کسانی است که دوستشان دارید. حضور یک دوست دلسوز یا در کنار داشتن اعضای خانواده باعث ترشح اندورفین می‌شود؛ انتقال‌دهنده‌های عصبی‌ که مانند مسکن طبیعی عمل و حال‌و‌هوا را بهتر می‌کند.

در همین راستا، او توصیه می‌کند با دوست دلشکسته‌تان تماس بگیرید، او را به بیرون رفتن دعوت کنید و گزینه‌های دیگری پیش رویش بگذارید و افزود: «اگر شما را پس زد، دلسرد نشوید. وظیفه ما است که کنار آن‌ها بمانیم.»

یوول همچنین می‌گوید وقتی زمان مناسب فرا برسد، اغلب بیمارانش را تشویق می‌کند که دوباره آغوش خود را به روی عشق باز کنند، «چون قلب قوی است و درست است که درد می‌کشد، اما می‌تواند التیام یابد و هنوز کسانی هستند که شما را دوست دارند».

پس هنگام تجربه دلشکستگی در بدن شما چه رخ می‌دهد؟ یوول می‌گوید علم تاکنون پنج سازوکار را در این زمینه شناسایی کرده است.

۱‌ــ عشق درد دارد، چون قرار است درد داشته باشد
یوول می‌گوید عشق معمولا زیبا است، اما در مقطعی قرار است دردناک شود. اگر هیچ دردی نداشته باشد، احتمالا اصلا عشق نبوده است. او درد روانی و رنج عشق را نوعی «چسب فوق‌قوی» توصیف می‌کند؛ سازوکاری تکاملی که هنگام دور شدن معشوق فعال می‌شود و ما را وادار می‌کند پیوندهای مهم زندگی خود را با شریک زندگی، فرزندان، خانواده و جامعه حفظ کنیم. به گفته او، «درد بهایی است که برای توانایی عشق‌ورزی می‌پردازیم.»

۲ــ مغز دلشکستگی را مثل آسیب جسمی پردازش می‌کند
به نوشته سی‌ان‌ان، آن فشار سنگین و خرد‌کننده روی قفسه سینه توهم نیست. پژوهش‌های متخصصان علم اعصاب نشان داده‌ است که نواحی مرتبط با درد جسمی، در مغز هنگام تجربه طرد اجتماعی یا جدایی عاطفی نیز فعال می‌شوند.

در موارد نادر، استرس شدید عاطفی حتی می‌تواند به کاردیومیوپاتی تاکوتسوبو یا «سندرم قلب شکسته» منجر شود؛ عارضه‌ای موقتی که علائمی شبیه حمله قلبی دارد.

۳ــ مغز برای فراق سیستم هشدار دارد
مغز انسان برای واکنش به فقدان سامانه‌ای دارد که احساساتی مانند اندوه، اضطراب و حتی افسردگی را فعال می‌کند. این سامانه در پیوند مادر و نوزاد نقش حیاتی دارد و هنگام جدایی از معشوق هم به‌شدت فعال می‌شود. از منظر تکاملی، این رنج ما را به ترمیم پیوندهای تهدیدشده سوق می‌دهد. 

نوع دلبستگی در دوران کودکی هم می‌تواند نحوه تجربه عشق و واکنش به فقدان در بزرگسالی را شکل دهد. مثلا آنچه به‌عنوان سبک دلبستگی اضطرابی‌ــ‌وابسته در دوران نوزادی می‌شناسیم، فرد را مستعد دلبستگی‌های ناسازگار مشابه در بزرگسالی می‌کند.

۴ــ مغز شما برای تسکین درد عاطفی راهی دارد: اندورفین‌ها
یوول توضیح می‌دهد که اندروفین‌ها، این مواد شیمیایی طبیعی، با اثرگذاری بر برخی گیرنده‌های مرتبط با کاهش درد در مغز که با درد، سرخوشی و آرام‌بخشی مرتبطند، به‌ مثابه سازوکار دفاعی مغز در برابر رنج‌های جسمی و عاطفی عمل می‌کنند. به همین دلیل است که برقراری دوباره ارتباط با دوستان و خانواده صرفا نوعی پرت کردن حواس‌ محسوب نمی‌شود. این تعامل‌ها ترشح اندورفین را افزایش می‌دهند و می‌توانند به روند بهبود کمک کنند.

فعالیت بدنی نیز عملکردی مشابه دارد. حرکت و ورزش می‌تواند آزادسازی اندورفین‌ها را تحریک کند، به مغز نیرویی طبیعی ببخشد و در مقابله با درد عاطفی ناشی از دلشکستگی یاری‌رسان باشد.

۵ــ تاثیر داروهای مسکن دردهای جسمانی بر درمان دلشکستگی در حال بررسی‌ است
از آنجا که درد عاطفی و درد جسمانی در مغز همپوشانی دارند، یوول می‌گوید برخی گزینه‌های درمانی نیز مشترک‌اند. پژوهش‌ها نشان می‌دهد برای دلشکستگی‌های خفیف‌تر، مسکن‌های بدون نسخه مانند استامینوفن می‌توانند تا حدی از شدت درد عاطفی بکاهند.

برای دردهای عاطفی شدیدتر یا پایدارتر، داروهایی که سامانه‌های طبیعی کنترل درد در مغز را هدف قرار می‌دهند ممکن است موثر باشند. در مطالعه‌ای که یوول در سال ۲۰۱۶ هدایت کرد، او دوزهای بسیار پایین از اوپیوئید مصنوعی (مسکن شبه‌افیونی ساخته‌شده در آزمایشگاه) بوپرنورفین را به افرادی با درد عاطفی شدید تجویز کرد. نتایج نشان داد افرادی که دارو دریافت کرده بودند، در مقایسه با گروه دارونما، در درد روانی و افکار خودکشی کاهش بیشتری گزارش کردند. او گفت: «این روش زمانی موثر است که درد شدید باشد.»

با این حال، یوول تاکید می‌کند که رنج روحی کارکردهایی نیز دارد. او می‌گوید: «من فکر می‌کنم رنج روانی حاد چیز خوبی است. به شما نشان می‌دهد چه کسی برایتان اهمیت دارد و می‌تواند مانع رفتارهای تکانشی شود. اما هنگامی که این درد مزمن می‌شود، فرد را دچار افسردگی می‌کند یا به افکار خودکشی می‌کشاند، آن وقت است که روانپزشک باید همان‌گونه که پزشک درد مزمن جسمانی را درمان می‌کند، با دقت و نظارت نزدیک به درمان آن بپردازد.»

مجله خبری mydtc

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا